برایت خوب میخواهم...
اگر خواهی مرا هر دم*
بمان با من ...بمان با من...
مرا گم کرده ای در دل
اما راه نجاتم هست......*
تورا من کی توانم دید ؟؟
از این کی گفتنا بیزارم ای دوست*
سکوتم را شکستم با نگاه تو....
نگاه سخت وسنگین وپر از درد*
ولی بازم خودم را گم نکردم
در این جنجال وناامنی و وحشت....
خدایا.....
خود بگو ته خط راهم را.....چرا اینگونه باید راه من باشد در این وادی وحشت زا ؟؟؟
چرا؟؟؟
(شعر از خودم بوده است.اگر از لحاظ قالبی و ادبی ایرادی دارد ببخشید دیگه)
نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٢۱ توسط محمد (دیاکو)علمداری

