روزگار امروز
همیشه سعی کنید بیشتر از دامنه دیدتان ببینید

شاید برای همه شما این اتفاق پیش آمده باشد.مطمئنا که با آن مواجه شده اید،اما اینکه تابحال عمیقا به مسئله فکر کرده باشید یا نه مهم است.

این مطلب را از زبان دوستی برایتان مینویسم که داشت با من درد دل میکرد.ومیگفت که سر دوراهی که نه،بلکه سر چندراهی مونده ام و نمیدانم چیکار کنم؟

قصه از اینجا شروع میشود که پای یک عشق در میان است...............

عشق به جنس مخالف.......زن...

این بنده خدا اینطوری که برایم تعریف میکرد حس عجیبی نسبت به معشوق خود داشت.وعاشقانه اورا دوست میداشت و بعبارتی تمام  جاخالی های، لحظه های زندگیش را با او پر کرده بود وحاضر بود برای خوشبخت کردنش تمام مسیرهای سخت زندگی را با پای پیاده طی کند.البته طبق گفته های او،معشوقه اش نیز دوچندان همین حس را نسبت به او داشت.تا زمانی که.....

خوب مطالب بالا همه مربوط به زمانیست که همه چیز خوب است و تمام مسایل بر وفق مراد است.

ولی.... حالا

با شروع اولین دوگانگی فکری ویا شاید اختلاف فکری میان اندو،شعله آتیش اختلاف برافروخته شد.کم کم محبت جای خود را به نفرت داد.دوستی ها به کینه وعداوت تبدیل شدو........

تا جایی که برچسپ اتهام بر پیشانی مرد چسپانده شد.!!!

تا جایی که خیانتکار شناخته شد و کلمه بی انصاف را یدک کشید.حتی گاهی از بی وجدان بودن هم صحبت میشد.وسنگدلی را به عنوان صفت برازنده به او هدیه داد همان معشوقه ای که روزی همین مرد عشق اول و آخرش بود.

حالا تنهاست ودر تنهایی درون خود هم میسوزد.اما ببین به چه جرم ناکرده ای؟به چه خیانتی که فقط واقعیت در آن پیداست.واز ریا ودروغ خالیست.چه بی انصافی که همین الان نقشه زندگی را به رایگان دراختیارش گذاشته ومسیرخیانت و فریب را دران نقشه پاک کرده است.

چونکه فقط خواسته بود منطقی به مسایل نگاه کنند و مثبت بیاندیشند و درست انتخاب کنند تا هیچکدام قربانی این حادثه نشوند.

حالا متهم شده به سنگدل و بی انصاف.....

شاید درس روزگار بوده است.البته بهتر بگویم تنبیه روزگار اما....

خلاصه من که برای چند دقیقه مات شدم.البته من خلاصه جریان را نوشتم چون خارج از حوصله شما عزیزان است.ولی کل ماجرا به این قرار بوده است که در بالا اوردم.

تنها راهی به ذهنم رسید این بود بهش گفتم:

خدا صبرت بده.......ولی به احترامش،به احترام کسی که عشقش را به پای تو ارزانی داشت....همه چیز را به جان و دل بخر .وبرای همیشه با خاطراتش خداحافظی کن.اما این درس سنگین را برای ترمهای بعدت بیشتر بخوان تا سر جلسه امتحان به چنین مصیبت عظمی دیگری گرفتار نشوی.

خدا کنه هیچکس به چه مصیبتی گرفتار نشه....

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱٩ توسط محمد (دیاکو)علمداری
قالب وبلاگ